دیشب فرصت خوبی بود برای مقایسه.قیاس بین دو فرهنگ متفاوت.بلافاصله بعد از شکست مفتضحانه ی ایران،آتش بازی بارسلونا پخش شد.اما واقعا چطور میشه این همه فاصله رو توجیح کرد؟
1-افشین قطبی بعد از سه برد پیاپی شروع کرد کری خوندن.آی گفت،آی گفت.از اینکه کره ایها باید از ما بترسن و ما مثل شیری که داره آب خوردن میخوره قهرمان جام میشیم…اما گواردیولا بعد از اینکه تیمش به رئال مورینیو 5تا گل زد،باز هم آینده نگری کرد.به همه هشدار داد که این پایان کار نیست.کری نخوند بلکه تمرکزش رو بیشترکرد.
پس:آقایون لطفا باد نکنید.از حرکات مبتذل دست بردارید.وظیفه ی خود را فراموش نکنید.
2-جواد نکونام 120 دقیقه بازی کرد.نصف توپها رو لو داد.اندازه ی دروازه بان تیم هم ندوید.هیچ گونه حرکت مفیدی هم انجام نداد اماتعویض نشد.شاید چون کاپیتانه،لژیونره و شاید چون احساس بزرگی میکنه و مربی هم از عواقب تعویض اون میترسه…اما در بارسلونا هرزمان مهره ای احساس کرده نقش تعیین کننده ای داره و اصطلاحا تیم رو اون می چرخونه وباید باشه،بلافاصله عذرش خواسته شده.نمونه ها فراوونه.رونالدینیو و اتوئو شاید بهترینها باشن.
پس:آقایون شاخ بازی قدغنه.اگر کسی شاخ شد باید شاخشوشکوند نه اینکه صیقلش بدیم تا آخر سر خودمون هم ازش بترسیم.
3-150 سکه ی طلا به هرنفر بابت قهرمانی.اما اشتباه نکنید.آقایون به همینم راضی نیستن.همه پاداش شخصی هم میخوان.فوتبالیستی دیگه تو این مملکت نمونده که بگه ما خانواده داریم.اگه نتونیم فوتبال بازی کنیم نون زن و بچمون رو از کجا بدیم.اصلا مگه ماچند سال میتونیم بازی کنیم؟پس هی به ما پول بدید.هی بیشتر،هی بیشتر.انگار نه انگار که اینجاتیم ملی یه کشوره نه تیم باشگاهیشون…اما تو بارسلونا هر وقت پول بشه هدف اصلیت باید بری.دنی آلوس نمونه ی دم دستیشه.گفته پول بیشتری میخوام اما بارسلونا زیربار نمیره پس دنی آلوس باید بره جای دیگه دلالی کنه.یا تو انگلیس یا تو رئال مادرید.
پس:آقایونش ما ورزشکارید مثلا نه دلال.یکبار فکر کنید ببینید اینهمه پولی که میگیرید نسبتی با کیفیتی که ارائه میدید داره یا نه.
4-فریدون زندی با کلی من بمیرموتو بمیری تو اوج دوران فوتبالش برگشت ایران تا به گفته ی خودش و مسئولین به کشورش کمک کنه.اما الان نیمکت نشین تو تیم ته جدولی لیگه.فریدون زندیها تو اینجا بیشمارن…اما هیچ فوتبالیستی نیست که از بارسلونا رفته باشه و تویه تیم دیگه تازه رو اومده باشه یا پیشرفت کرده باشه.
پس:آقایون چه جوریه که ما همه ی استعدادهامونو با دست خودمون نابود میکنیم؟اصلا کسی میدونه نقش مدیر و مدیریت اینجا چیه؟
5-بازیکن و مربی و مدیر(اصلا پستش مهم نیست)تو اینجا تا وقتی سر کار باشن که همه چیز بر وفق مرادشونه اما تا وقتی از جایگاهشون دور میشن شروع میکنن به زیرآب زدن جانشینان یا نفی کردن گذشته ها…اما تو بارسلونا قضیه یه جور دیگه ست.اواخر دهه ی 90 بودکه خوان گاسپارت رئیس باشگاه بود.بی برو برگرد از هر تیمی 3تا میخوردیم.تو رده ی 18 جدول بودیم.با سقوط فاصله ای نداشتیم.گاسپارت استعفا داد.اماازاون به بعد باز هم میاد نیو کمپ برای دیدن بازی بارسلونا و هیچکس هم بهش فحش خواهر مادر نمیده.
پس:آقایون خیر سرتون شما هموطن هستید.اگر راضی نمیشید،شما حداقل انسان که هستید(؟)گذشته هارو نفی نکنید.از تسویه حسابهای شخصی دست بردارید.
6-رئیس فدراسیون ایران بعد از این همه آبروریزی همش میخنده و تقصیررو به گردن مه و خورشدو فلک میندازه.مربیان هم همین کارومیکنن.هیچ کس پاسخگو نیست…اما گواردیولابعد از هربازی فقط به فکر رفع ضعفهای تیمشه.تازه بااین تفاوت که معمولا تیمش تو هربازی 5تا گل میزنه.
پس:آقایون دوران فرافکنی در همه جای دنیا گذشته.اگر عرضه ی انجام کاری رو ندارید نباید بر سر اون کار منابع رو تلف کنید.
7-فوتبالیست تحصیلکرده در تاریخ فوتبال حرفه ای ایران فقط علی داییه.بقیه همه دیپلم به پایینن واقعا.همه اینجا دلالن.هیچ کس فوتبال رو واسه فوتبال نمیخواد.همه فوتبال رو واسه پول میخوان(من هم عقیده دارم که هر قاعده ای استثنایی داره اما واقعا اینجا مصداقی ندارم واسش)…اما همیشه تو بارسلونا ستونهای تیم پرورش یافته ی مدرسه فوتبال خودش بوده.روح کاتالونیایی همیشه جریان داشته.به این آمار دقت کنید:درتیم حال حاضر بارسلونا 11 بازیکن پرورش یافته در مدرسه فوتبال لاماسیا حضور دارن.
پس:آقایون فوتبال یک ورزش هست که تبدیل شده به یک هنر وصنعت.اما برای شما از یک بنگاه معاملات ملکی فراتر نرفته.
7-از اینکه کل بازی بزنید زیر توپ تا شاید شانسی بره تو گل چی نصیبتون شده جزافتضاح و شکست وآبروریزی؟…اما بارسلونا روکه نگاه میکنی انگار یه تابلوی نقاشی چشم نوازه.یه قطعه موسیقی شنیدنیه.یه نمایش بزرگ و دیدنیه.
پس:آقایون شما اصلا این کاره نیستسد.از اینکه باز هم فریب خوردم وبرای شما وقت گذاشتم از خودم بیزارم.
ساده لوح نباشید.ما خوره ی فوتبال نیستیم.تشنه ی فرهنگیم…
مارس 27, 2011 در 8:18 ب.ظ. |
کوشی پس؟