چند وقت پیش بطور روتین، سه شنبه رفته بودیم فوتبال با دوستان.بعد از اینکه بازی اول رو بردیم،وسط بازی دوم دیدم یکی از بچه ها که پستش مهاجم بود وما هم خیلی روش حساب میکردیم دوتا دستش رو گرفته به زانوهاش و هن و هن میکنه و تا سقط شدن فاصله ی چندانی نداره.خلاصه اون بازی رو باختیم و اومدیم بیرون تا دوباره نوبتمون بشه.تو همین فاصله از دوستمون جویای حالش شدیم که متوجه شدیم بله!آقا دیشب رفته شب جمعه.البته دیشب شب سه شنبه بود اما دوستمون اشاره کرد که من جوونم و بدنم نیاز داره که در هفته چند بار برم شب جمعه.هرچی بهش گفتیم که آخه دوست عزیز هر کاری وقتی داره و اگر خارج از وقت خودش بهش برسی ضرر می کنی به گوشش نرفت که نرفت.هی اصرار که من جوونم و یه شب جمعه در هفته کمه واسم.حداقل دوتا رو می خوام.
شروع کردیم با بچه ها دنبال پیدا کردن یه راه حل واسه دوستمون که حداقل به برنامه ی فوتبال خودمون آسیبی نرسه.
طبیعتا یکی از شب جمعه هاشو باید همون شب جمعه برگزار کنه چون شب جمعه ست و فرداش تعطیله و می تونه استراحت کنه و چون ما هم نمی بینیمش ضرری واسه ما نداره.اما اون یکی شب جمعه شو کی بذاره؟
جمعه: نمیشه که شب جمعه بری شب جمعه بعد بخوای جمعه هم بری شب جمعه.هم از شب قبل خسته ای هم شاید دلت نخواد اونجوری که دیشب می خواست، هم فردا شنبه ست و می خوای بری سر کار و اول هفته هم اگه با اون حال و روز بری سر کاراصلا هفته خراب میشه.
شنبه:منطق میگه شنبه نمیشه رفت شب جمعه.به چند دلیل.یکی اینکه چون روز کاری شلوغی داشتی(اصولا تو مملکت ما فقط شنبه ها ممکنه روز کاری شلوغی داشته باشی اونم بخاطر اینکه از سه شنبه ی پیش فکر شب جمعه ی اون هفته بودی و همه کارها رو عقب انداختی و پیچوندی حالا شنبه باد کرده رو دستت).دوم اینکه چون ممکنه جمعه رفته باشی گردش یا کار خونه کرده باشی وخستگیش هنوز تو تنت مونده.سوما چون ممکنه هنوز از رخوت شب جمعه ی قبلی در نیومده باشی(که البته بستگی به شب جمعش داره)چهارم اینکه هنوز اول هفته ای.اگر بخوای همه ی انرژیتو مصرف کنی باقی هفته رو می خوای چی کار کنی؟
یکشنبه:اگه یکشنبه بری شب جمعه فردا دوشنبه ست.بعدش سه شنبه چجوری میخوای بیای فوتبال؟
دوشنبه:اصلا حرفشو نزن.سه شنبه صبح باید زود از خواب بیدار شی و بری سر کار غروبش هم با ما بیای فوتبال.ما که مترسک تو زمین نمی خوایم.بازیکن لازم داریم.پس دوشنبه شب اصلا وقت خوبی برای رفتن به شب جمعه نیست.
سه شنبه:بعد از فوتبال با اون تن خسته و عرق کرده اصلا نا داری بری شب جمعه؟آخه اون بنده خدا چه گناهی کرده که باید بدن کثیف تو رو تحمل کنه؟به فرض رفتی دوش هم گرفتی،اگه وسط شب جمعه خوابت ببره از زور خستگی آبروی خودت نمیره؟پس بعد از فوتبال برو خونه و قشنگ استراحت کن تا فردا.
چهار شنبه:تو یک آدم تحصیل کرده ای….یا حداقل ما فرض رو بر این میذاریم! اگر چارشنبه شب بری شب جمعه اونوقت شب جمعه هم می خوای بری شب جمعه؟بعد اون شب جمعه اصلیه که واقعا شب جمعه ست اصلا حال میده؟؟؟نه! چون دیشبش هم رفتی شب جمعه.
بعد از کلی بحث به این نتیجه رسیدیم که فقط همون پنجشنبه میمونه واسه رفتن به شب جمعه.اما این نتیجه ای بود که ما با بچه های تیم بهش رسیدیم.متاسفانه دوستمون اصلا زیر بار نمیرفت و میگفت این انرژی هسته ای حق مسلم منه.برای اینکه خیالمون هم راحت شه که حاضر نیست از حق مسلم خودش دست بکشه ناگهان کشید پایین! البته شرت ورزشیشو به منظور تعویض لباسهاش.که البته تنها هدفش این نبود.اون شرت غیر ورزشیشو به ما نشون داد که روش عکس یک عقرب بود و منظره ی بسیار وحشتناکی برای یک شرت بود.دوستمون اشاره کرد که این وسیله ابزاری برای شروع جنگ روانی در شب جمعه ست .بعد از اینکه چند تا از هم تیمی ها که از دیدن این صحنه ی رعب آور آمیخته به چندش به هوش اومدن به این نتیجه رسیدیم که بهتره ما دنبال یه جایگزین برای دوستمون تو تیم باشیم بجای اینکه فکر حذف شب جمعه های این بنده خدا باشیم.